انقلاب اسلامی و ضرورت ارتقاء وضعیت روانی زنان
32 بازدید
تاریخ ارائه : 4/12/2014 10:34:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

هم­چنان­که انقلاب اسلامی، رسالت بزرگی را بر دوش می­کشد، زن هم در انقلاب اسلامی دارای رسالت­ عميقی است و بايد خودش را متناسب با آرمان­های انقلاب اسلامی بازتعريف کند.

زن امروز، چند نگاه می­تواند به خودش و رسالتش داشته باشد:

سطح اول اين­که خودمحور باشد؛ يعنی فقط به آمال و آرزوهای خود بينديشد و مشغول جذابيت­های خودش و تفاخر به مردم گردد. مثل زنی که براي فرزندش لباسي مي‏دوزد و هدفش اين است كه لباس فرزندش را بگونه‏اي زيبا بدوزد كه وسيله تفاخرش به مردم باشد.

سطح دوم اين است که زن، آن لباس را براي تفاخر فرزندش نمي‏دوزد، بلكه اين كار را براي خشنود شدن شوهرش انجام مي­دهد. اين نمونه، بالاتر از سطح قبلي است.

سطح سوم هم اين است كه زن، آن لباس را تنها به خاطر خشنودي شوهرش نمي‏دوزد، بلكه چون به خاطر خدا صرفه‏ جويي در زندگي را لازم‏ مي‌داند، شخص خشنودي خدا را مي‏طلبد، گرچه نسبت به تشكري كه شوهر نسبت به اين كارش كرده قدرداني مي‏كند، اما محور و بنيان قلبش بر محبت نسبت به خدا استوار است، لذا احترامي را هم كه به شوهرش مي‏گذارد احترام الهي است؛ نه مادي. يعنی براي جلب يك نفر به خود و فريفته‏ گري نيست.

سطح چهارم هم اين است که زن طالب رضاي خدا باشد اما نه تنها در شكل خشنود نمودن شوهر! چون در عين اين­كه به شوهر احترام مي‏گذارد، ولي انجام اين كار تنها در شكل خشنودي شوهر ـ كه طبيعتاً رضاي خدا هم در اين است ـ براي او كوچك است و به اين حد قانع نيست و به دنبال امري بالاتر و والاتر از اين می­گردد؛ مثلاً با خود می­گويد: «دولت اسلامي ايران در مقابله با استكبار از نظر ارز خارجي، دچار مضيقه است و لذا من در اين فكرم كه در حد توانم و به هر اندازه كه مي‏توانم لباس بچه يا شوهرم را خودم بدوزم و راضي نباشم كه لباس از ساير كشورها به ايران وارد شود تا منجر به هزينه ارزي گردد، چون ما دچار محدوديت ارزي هستيم»! يا اين­که بگويد: موازنه ارزي متأثر از الگوي مصرف است و من هم يكي از مصرف­ كنندگانم، لذا من تاب تحمل پايين آمدن ارزش ارز را ندارم و لذا سعي مي‏كنم به مقدار قدرت خودم، سهيم در مشكلات ارزي نباشم! اين زن به «نظام اسلامی» توجه دارد و مي‏خواهد به اين نظام كمك كند.

زن حتی می­تواند عميق­تر از اين فکر کند و بگويد: كل نظام اسلامی به منزلت يك دستگاه پخش (دستگاه بلندگو) مي‏باشد و يك «پرچم­دار» و رهبري وجود دارد كه از طرف نبي اكرم (ص) مي‏خواهد به وسيله اين دستگاه، صداي اسلام را به جهان برساند، لذا من نبايد بلندگوي اسلام را ضعيف كنم، بلکه من بايد بگذارم اين صداي «تاريخي» به گوش مردم جهان برسد؛ مثلاً من نبايد با «مصرف» ناصحيح خود، در راه تكامل بشر سنگ­ اندازي كنم.

زنی كه در افق ذهني خويش مقابله با جبهه کفر را مد نظر دارد، هرگز حساسيت زيادي به اينكه فلان فاميل چه گفت يا در محيط خانواده با او چگونه رفتار مي‏كنند، نخواهد داشت و هم­چنين حساسيت زيادي به سلوك همكاران و معاون و رئيس اداره هم ـ كه در محيط كار با او دارند ـ ندارد، بلكه مدام در اين فكر است كه جبهه کفر با اسلام چگونه سلوك مي‏كند. چنين زنی در اداره، به فكر مصرف كامل بودجه نيست، بلكه به فكر ارتقاء مقدورات آن سازمان است؛ اين يعنی توسعه حساسيت است ارتقاء وضعيت رواني زن.

در مقابل، ممکن است زنی برای يك مسئله كوچك خانوادگي مدت­ها ناراحت بوده و دغدغه داشته باشد و شب و روزش را از دست بدهد و اگر به او بگوييد كه چرا وضعيت شما اين­گونه است؟ در جواب مي‏گويد: فلان اهانت به من شده، آيا با اين حال من حق ندارم اعتراض كنم و حرفم، حق نيست؟ به طور طبيعی بايد در جواب او بگوييم: بله! شما حق مي‏گوييد، اما اين حق، يك حق كوچكي است، اين حق، همانند طوفان در فنجان است و آن­قدر ارزش ندارد كه شما اين­گونه غصه مي‏خوريد، اکنون، زماني است كه مثلاً استكبار جهانی به قرآن کريم و نبی اکرم (ص) اهانت کرده و با تهاجم فکری و فرهنگی و با سياست­گذاري‏هاي اقتصادي می­خواهد نظام اسلامی را از بين ببرد؛ ازاين­رو، خوب نيست كه يك مسلمان در اين شرايط، به خاطر يك مسئله كوچك خانوادگي يا فاميلی اين­گونه غصه بخورد و به فكر مقابله با استكبار نباشد.

زن در مقياس انقلاب اسلامی، زنی است که خانواده را بستری برای اشاعه تاريخی دين قرار می­دهد و به نوبه خود می­کوشد که اسلام و نظام اسلامی در جهان، قدرت­مندتر و باعزت ­تر باشد و زمينه ظهور حضرت ولی عصر (عج) هر چه زودتر فراهم آيد.